یاران خراسانی

ما تا آخرین نفس ایستاده ایم

یاران خراسانی

ما تا آخرین نفس ایستاده ایم


اگر بند بند استخوان‌های مان را جدا سازنند، اگر سرمان را بالای دار ببرند، اگر زنده زنده در شعله‌های آتش‌مان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی‌مان را در جلوی دیدگان‌مان به اسارت و غارت برند، هرگز امان‌نامه‌ کفر و شرک را امضا نمی‌کنیم. ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پا برهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم دست از مبارزه با ظالم بر نمی‌داریم.
شنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۲۹ ب.ظ

گدایی رای...!

افسران - گدایی رای...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۲۹
میم الف الف
چهارشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۴۱ ب.ظ

مظلومیت تولید فرهنگی در سال تولید و اشتغال

افسران - مظلومیت تولید فرهنگی در سال تولید و اشتغال

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۴۱
میم الف الف

افسران -   شهید آوینی: حاج حسین خرازی را از آستین خالی دستش بشناس... مواظب باش ؛ آنقدر متواضع است که او را در میان همراهانش گم میکنی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۴۰
میم الف الف
سه شنبه, ۱ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۳۱ ب.ظ

شهید آوینی برای او نوشته بود:...

افسران - شهید آوینی برای او نوشته بود:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۳۱
میم الف الف
سه شنبه, ۱ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۴۵ ق.ظ

ناهار 500 میلیونی

افسران - ناهار 500 میلیونی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۴۵
میم الف الف
چهارشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۰۱ ب.ظ

شهید مجید محمّدی: قیامت یقه‌تان را می‌گیرم اگر ....

افسران - شهید مجید محمّدی: قیامت یقه‌تان را می‌گیرم اگر ....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۰۱
میم الف الف
يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۵۷ ب.ظ

شهید مدافع حرم داود مرادخانی


افسران -  شهید مدافع حرم داود مرادخانی


شهیدمرادخانی مومنی مهربان وخوش روبود که علاقه اش به امام راحل وامام خامنه ای وصف ناپذیر بود.فرمان ولایت همیشه ارجح ترین پیام زندگی اش بود به نماز عشق می ورزید وخواندن نماز اول وقت ازمهم ترین ویژگی هایش به شمار میرفت.شهیدمرادخانی اهمیت خاصی به حجاب وعفاف قائل بود وهمواره دو دخترش را به برترین حجاب توصیه میکرد.درهنگام کار روحیه ای جهادی وتوام باتواضع داشت.تنهاملاک او درزندگی رضای خداوند متعال بود.شهیدهمسری وفادار وپدری دلسوز ومهربان بود اوهمیشه الگو بود واهل مطالعه وکتاب.
نماز شب ازعادتهای همیشگی اش بود وقتی به هردلیل ازچیزی ناراحت میشد به قران روی می اورد آیه های نوربودکه ان شهیدبزرگوار را آرام میکرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۵۷
میم الف الف
جمعه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۵۶ ب.ظ

تولدت مبارک....


افسران - کسی چه می دانست این دو جوان رزمنده  در اثر تلاش و پشتکار و ولایت پذیری و اخلاص  روزی محکم ترین بازوان پر قدرت و پر نفوذ حکومت اسلامی شوند؟


قاسم مجروح شده بود. برای درمان او را به مشهد فرستاده بودند. چون شکمش ترکش خورده بود از زیر قفسه سینه‌اش تا روی مثانه‌اش را باز کرده بودند و وضع بدی داشت. ۴۶-۴۵ روز کسی نمی‌دانست قاسم سلیمانی زنده است یا شهید شده. در آن زمان هم فرمانده گردان بود که مجروح شد. بالاخره شهید موحدی کرمانی پسر همین آقای موحدی کرمانی قاسم را در مشهد پیدا کرد و گفت طبقه سوم یک بیمارستان در مشهد است. پزشک حاج قاسم از منافقین بود و می‌خواست حاج قاسم را بکشد، به همین دلیل شکم قاسم را باز گذاشته بود که منجر به عفونت شده بود. یک پرستار باشرف کرمانی به خاطر حس کرمانی و ناسیونالیستی‌اش قاسم را شب دزدیده بود، جایش را با دو مریض دیگر در یک طبقه دیگر عوض کرد و به دکتر گفته بود قاسم را از اینجا بردند. قاسم باز یک دوره دیگر از ناحیه دست مجروح شد تا می‌گفتند برو دکتر می‌ترسید، تا می‌گفتند برو بیمارستان در می‌رفت.

حدود ساعت ۳ بعد از ظهر، به همراه سه نفر دیگر از فرمانده ها در ارتفاعات گولان بودیم. من، آقای قاسم سلیمانی، آقای مرتضی قربانی، و آقای اسدی. از ماموریتی بر می گشتیم که دیدیم راه را آب گرفته و ماشینهایی که نیروها را می آوردند، در راه مانده اند و وضعیت بدی ایجاد شده بود. وانت ما هم در راه ماند و پیاده از ارتفاعات بالا آمدیم. دیدیم علت خراب شدن راه، این است که بچه های ادوات قرارگاه، برای کار گذاشتن قبضه های خمپاره ها، زمین رو کندند و خاکهایش را ریخته اند در جوی آب. آب هم مسیرش عوض شده بود و تا پایین، هم گل درست کرده بود و هم یخ زده بود. همین باعث شده بود تا راه خراب شود و ماشین ها در راه بمانند. بچه ها هم متوجه نبودند این مسائل ایجاد شده است؛ ما هم بیل برداشتیم و خاکها رو جابه جا کردیم تا راه آب درست بشود.
در همین حین یکی از بچه های بسیجی آمد طرف ما و گفت: شما اینجا چی کار دارید؟ چه کار می کنید؟ به بیل ما چه کار دارید؟ آقای قربانی گفت: ول کن... بگذار کارمون رو بکنیم و جر و بحث شد و او وقتی دید تنهاست و ما چهار نفریم، برگشت آنطرف تپه، بقیه رفیقهایش را خبر کرد و برگشت و خلاصه محکم زد تو گوش مرتضی! مرتضی هم زد و حاج قاسم هم دوید کمک و آنها هم آمدند و خلاصه دعوا شد! من دیدم اونها دارند همدیگر رو می زنند، بیل را رها نکردم و ادامه دادم و راه آب را باز کردم! حاج قاسم را انداخته بودند روی ماشین و حسابی او را میزدند! کمی گذشت و آنها نسبت به ما حدس هایی زدند. خلاصه بعد از کتک کاری رفتند. از آن موقع هر وقت حاج قاسم را می بینم می گوید تو آن موقع سیاست مداری کردی و با بیلت به کمک ما نیامدی! من هم می گویم ما رفته بودیم جوی باز کنیم نرفته بودیم دعوا کنیم که!

گاهی تعاریف خود این عزیزان از دیگر خوبان دقیقا وصف حال خوب خودشان است
حاج قاسم سلیمانی می‌گوید : کسی هر وقت یک عزیزی را از دست می دهد، یکسال، دوسال یا چهل روز به یادش هست، ازش اسم می برد، کمتر اتفاق می افتد یک مدت طولانی آدم درگیر کسی بشود که از دست می دهد، ۱۹ سال احمد (شهید احمد کاظمی) حسین حسین می‌کرد به یاد شهید خرازی. هیچ جلسه ‌ای، هیچ خلوتی، جلسه رسمی، جلسه دوستانه، جلسه خانوادگی، مسافرتی وجود نداشت که او یاد باکری و خرازی و همت و این شهدا را نکند.
هیچ نمازی ندیدم، که احمد بخواند و در قنوت یا در پایان نماز گریه نکند وپیوسته این ذکر: «یا رب الشهدا، یا رب الحسین، یا رب المهدی » ورد زبان احمد بود و بعد گریه می کرد.
عجیب بود هر کس به دلایلی در غم احمد ناراحت است، یک کسی می گوید: «حیف شد این شخصیت با این جایگاه، با این تأثیرش، از بین ما رفت»، یک کسی وابستگی دوستی، فامیلی و غیره داشت، به هر صورت غم احمد همه را غمگین کرد و از دست دادن احمد همه را ناراحت کرد، اما آن چیزی که بچه های جبهه با احمد دلخوش بودند و با رفتن او غمگین شدند این بود که، احمد تداعی رفتارهای جنگ بود، تداعی خلوص، صفا، پاکی، صداقت بود.
وقت سخن با احمد ناخودآگاه آدم را به یاد خرازی می انداخت، به یاد همت می انداخت، حیای احمد آدم را به یاد آن انسان پر از حیای جنگ می انداخت، لذا امروز که احمد را از دست دادیم انگار یک یادگار از همه یادگاران جنگ را از دست داده ایم، آن کسی که از همه ارزشهای جنگ نشانه ای در خود داشت از دست داده ایم، به همین دلیل هم پیوسته خودش را محاسبه می کرد، پیوسته خودش را سرزنش می کرد، پیوسته بی قرار بود، در مسئولیت با لبخند و گل استقبال شد و هر کجا از مسئولیت خارج شد (در سنگری به سنگری) با اشک بدرقه شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۵۶
میم الف الف
جمعه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۵۲ ق.ظ

آقای جهانگیری حد خودت را بدان.

افسران - آقای جهانگیری حد خودت را بدان.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۵۲
میم الف الف
وقتی خرج خمیر دندان ومسواک سفریک روزه روحانی میشه ۴۵۰ هزار تومن!!!
خب ۲۴ میلیون واسه حقوق یک ماه کم هم هست!!!!!
بریم دعا کنیم به همین قناعت کنن....
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۱۵
میم الف الف
شنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۱۲ ق.ظ

حاج حسن! چشمت روشن!

افسران - حاج حسن!  چشمت روشن!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۱۲
میم الف الف
جمعه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۱۰ ب.ظ

نوشته تأمل برانگیز حسین قدیانی

افسران - نوشته تأمل برانگیز حسین قدیانی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۱۰
میم الف الف
پنجشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۰۵ ب.ظ

رطب خورده،منع رطب کِیْ کند؟

حدود چهار سال از عمر دولت گذاشته و زمان اندکی تا پایان عمر دولت یازدهم باقی مانده است اما انگار هنوز رئیس دولت در حال و هوای تبلیغات انتخاباتی در جا می زند و شاید هم از حالا درگیر تبلیغات انتخابات زودرس شده است! که اگر چنین باشد باید بیان داشت که این دوره دیگر زمان طلبکاری نیست و زمان پرداخت بدهی است؛ هرچند که ادبیات رئیس دولت از ابتدا تا کنون تغییر نکرده است.

در تمام سخنرانی های جناب دکتر روحانی یک نکته مشترک وجود دارد و آن سخنان پر از کینه همراه با کنایه است که به رقیبان و یا منتقدان دولت نثار می نماید. روحانی در حالی در مذمت شعار سخن می گوید که اکثر سخنرانی هایش را شعار پر می کند!

روحانی در حالی امروز در مجمع سلامت از سلامت روانی و روحی جامعه سخن می گوید که غالباً در سخنانش آنچه به جامعه انتقال می یابد "کینه" و "دشمنی" با عده ای و دوقطبی کردن فضا در داخل کشور است!

با دقت در ادبیات به کار رفته در سخنان روحانی در مجمع ملی سلامت(۸ اسفندماه) به این نکته دست پیدا خواهید کرد، ایشان به سان طبیبی است که دوایی برای خود ندارد؛ اشاره به آن ضرب المثل معروف که:« تو اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی»

کنایه های روحانی در این مجمع و غالب سخنرانی های ایشان: «عده ای نمی گذارند مردم نشاط داشته باشند»،«عده ای آلزایمر دارند»،«برخی از تعامل با جهان بدشان می آید»،«یک عده ذهن شان همیشه آشفته و نگران است»،«مردم را مأیوس نکنید، دروغ نگویید»«عده ای می‌گویند کهنه مصرف کردن خیلی افتخار است»و...آیا با این ادبیات می توان انتظار داشت در جامعه سلامت روانی حاکم باشد؟! وقتی مسئولان دولت در همه سخنان خود برای تخریب رقیب سیاسی، تخم تفرقه و کینه را می کارند، آیا باید از جامعه انتظار دیگری داشت و از جامعه خواست تا با هم مهربان باشند؟! و مگر نه طبق روایات دینی ما این یک قاعده است که:«الناس علی دین ملوکهم»

دکتر روحانی همچنین در همایش مجریان انتخابات ۹۶ که روز گذشته ۷ اسفندماه برگزار شده،گفته است:«خیلی گناه بزرگی است آنهایی که در کلامشان، سخنشان و قلمشان بذر کینه می‌افشانند، رقابت عیبی ندارد و خوب است اما نزاع، اختلاف و انشقاق بین قومیت‌ها، زبان‌ها، مذاهب و ادیان‌ها این بزرگترین گناه است، ایجاد اختلاف و شکاف یکی از بزرگترین گناهان است.»

باید ایشان را در این خصوص به سخنان خودشان ارجاع داد که:«آقای دکتر! ثمره سخنان حضرتعالی جز بذر کینه چیز دیگری نمی افشاند! انگار این آلزایمری که فرمودند واگیردار بوده است و گناهی که بدان اشاره داشته اند، دامن خودشان را نیز گرفته است! یقیناً می دانند که«رُطَب خورده، منع رطب کِیْ کند؟»

نمونه دیگر از رطب خوردگی و منع رطب برای دیگران، در سخنی در همایش مجریان برگزاری انتخابات است که می گوید:« اگر انتخابات به صورت قطبی در بیاید بگذاریم یک فضای آرامی باشد حالا یک فردی در انتخابات برنده می‌شود و آن یکی هم بازنده لذا باید کاری کنیم آن کسی که بازنده شد تا همه ۴ سال کینه آن دیگری را به دل بگیرد؟ و یا آن کسی که برنده شده با کینه نگاه کند به آن کسی که بازنده شده. نه ما برادریم و دوستیم و باید در کنار هم باشیم و همه یک ملت هستیم و اهل یک دینیم»

آیا دولت در طول این چهار سال نگاهی غیر از کینه به دولت قبل و رقیبان خود داشته است؟!آیا برادری و دوستی در کلام دولت در برابر منتقدان وجود داشته است؟!حواله کردن منتقدان به جهنم و آنان را بی شناسنامه و بی هویت و... دانستند، برادری و درکنار هم بودند، می باشد؟! دولت محترم در تمام ادبیان مسئولان آن در پی دو قطبی کردن جامعه هستند و واقعا چه زیبا می شد همه معتقد به این کلام خود روحانی بودند که:«دروغ نگویید!!»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۰۵
میم الف الف
پنجشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۰۳ ق.ظ

مادر

افسران - امشب دل سنگ کوچه ها می گرید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۰۳
میم الف الف
پنجشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۰۶ ق.ظ

شب عروسی مدیران....

افسران - شب عروسی مدیران....

شب عروسی مدیران....

شب عروسی مدیران....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۰۶
میم الف الف
چهارشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۵۳ ب.ظ

شهادت .....

افسران - شهادت شهادت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۵۳
میم الف الف
سه شنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۵۰ ب.ظ

وحدت ...

افسران - وحدت ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۵۰
میم الف الف

افسران - "امیرالمومنین " علی علیه السلام دورویی نشانه ی حقارتی است که شخص منافق در درون خود احساس می‌کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۴۹
میم الف الف
شنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۳۴ ب.ظ

دروغ.منکری که باعث نزول عذاب می شود

افسران - قضاوت با شما!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۳۴
میم الف الف
جمعه, ۶ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۵۰ ب.ظ

شهدای اسفند ماه

افسران - شهدای اسفند ماه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۵۰
میم الف الف

افسران - اگر چنین جمله ای را یکی از امامان جمعه می گفت چه می کردند با او؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۴۹
میم الف الف
شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ب.ظ

کار بدون....

افسران - شهید بهشتی(ره): در این انقلاب آنقدر کار هست که می توان انجام داد بی آنکه هیچ پست، سمت، حکم و ابلاغی درکار باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۲۷
میم الف الف

افسران - سؤال که جرم باشه، دیگه فتنه‌گری چی؟ مجازاتش چیه؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۲۵
میم الف الف

افسران - تقدیم سیمرغ بلورین بی کفایتی به بی کفایت ترین دولتمردان دولت تدبیر !!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۲۵
میم الف الف

افسران - ️در مظلومیت نظام اسلامی همین بس که فتنه گران ۸۸ امروز جزء مدیران ارشد نظام شده اند.!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۴۱
میم الف الف
يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۲۹ ق.ظ

وطن‌فروشان فتنه ۸۸ و آب گرم آشتی ملی

فضاسازی رسانه‌ای توسط نشریات «اجاره‌ای» مانند آرمان و اعتماد از چند هفته پیش با به بازی گرفتن برخی اصلاح‌طلبان مانند عرب سرخی، جلایی‌پور، تاج‌زاده و... کسانی مانند علی مطهری آغاز شد و پس از آن سیدمحمد خاتمی مدعی شد در شرایطی که سران آ‌مریکا کشورمان را تهدید می‌کنند، باید آشتی ملی برگزار شده و همه نیروهای سیاسی در مقابل این تهدیدات آمریکا همبستگی کنند. این طیف به همین بهانه خواستار رفع حصر از دو تن از سران سرشکسته فتنه (موسوی و کروبی) شدند.

ادعای همبستگی مقابل آمریکا در داخل در حالی است که همین طیف در فتنه و آشوب نیابتی مثلث صهیونیسم مسیحی (آمریکا، انگلیس و اسرائیل به عنوان پیاده نظام در نقشه سرویس‌های اطلاعاتی CIA، MI۶ و موساد) عملی می‌کردند و در حقیقت نقش داعش را در ایران به عهده گرفتند اما موفق نشدند.

بر اساس اخبار به دست آمده از محافل داخلی افراطیون، در این نشست‌ها با اظهار نگرانی نسبت به سقوط شدید مقبولیت روحانی در نظرسنجی‌های چند ماه اخیر، تصریح شده که روحانی بدین ترتیب امکان رقابت با نامزدها و رای آوردن مجدد را ندارد.

بنابراین یا باید محترمانه از روحانی عبور کنیم که در چشم مردم، فرصت‌طلب به نظر می‌رسیم و در عین حال نمی‌توانیم خود را از ناکامی‌های برجام که آن را بزک کردیم، تبرئه کنیم؛ یا اینکه با دادن موضوعات حاشیه‌ای، فضای گفت‌وگو و بحث عمومی را عوض کنیم؛ که در این صورت تهدیدهای ترامپ، بهانه خوبی است.

دیروز هم روزنامه اجاره‌ای اعتماد مدعی شد «۲۲ بهمن را با طعم آشتی ملی برگزار کنیم». برخی از همکاران این روزنامه پس از شرکت در آشوب ۸۸، از کشور گریختند و رسما به خدمت BBC، VOAو رادیو فردا درآمدند.

دعوت به آشتی ملی ۲۲ بهمن در حالی است که همین طیف در ۲۲ بهمن سال ۸۸، دعوت بر اجرای نقشه «اسب تروا» کردند اما این نقشه چنان افتضاح پیش رفت که از سوی محافل ضدانقلاب به «درازگوش تروا» معروف شد.

همین خیانت باعث شد که افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی دیگر جرئت حضور در جمع مردم انقلابی را نداشته باشند.
با عنایت به عملکرد امثال خاتمی و موسوی در فتنه و آشوب ۸۸، جرم آنها فساد فی‌الارض و بغی است.

حکایت دعوت وطن‌فروشان از این دست به آشتی ملی - با انبوه‌ اسناد خیانتی که موجود می‌باشد - همان است که؛
آن یکی پرسید اشتر را که هی
از کجا می‌آیی ای فرخنده پی
گفت از حمام گرم کوی تو
گفت خود پیداست از زانوی تو

یادآور می‌شود اغلب فتنه‌گران برخلاف تظاهر در زمینه دعوت به راهپیمایی ۲۲ بهمن، جرئت آفتابی شدن در این مراسم ملی و انقلابی را پیدا نکردند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۲۹
میم الف الف
پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۴ ب.ظ

این همه راه که آمدیم یعنی...

آه! دوباره یوم‌الله افتاده آدینه! روز متعلق به حضرت صاحب‌الزمان! قریب ۴۰ سال است که به «آزادی» رسیده‌ایم اما به آزادی از این روزگار غریب غیبت، نه! فردا فریاد ما، جز خواندن شما نیست یابن‌الحسن! فردا ما خود سخن‌ها داریم! و این شعارهای ما ملت است که سخن و سخنران اصلی مراسم را معین می‌کند! آقاجان! ما چون معمای حل گشته، حمل بر آسان بودنش نمی‌کنیم! و بر این باوریم سرنگونی رژیم شاه، کاری نشدنی بود اگر دست امام ما را نمی‌گرفتی! مستظهر به لطف و عنایت شما بود که ترس در قاموس خمینی، محلی از اعراب نداشت! ما را ببخش، اگر گاهی فراموش می‌کنیم شما را! هر روز هم به یادتان باشیم، باز نتوانسته‌ایم قدر شما را بشناسیم! گمانم ما واقف نیستیم «غیبت» یعنی چه و الا تا به حال آمده بودی! قریب ۴۰ سال است چو فردایی، جشن پیروزی می‌گیریم، به آن نشانه که برای واقعه عظمای ظهور در صحنه حاضریم! فردا تا ساعاتی دیگر خواهد آمد! و یقین داریم آن فردای موعود نیز! این درست که غیبت، دست نالایق ما را از دامان شما کوتاه کرده اما امام مگر می‌تواند به فکر امت خود نباشد؟! و برای‌شان دعا نکند؟! دعای تو اگر نبود، کدام «طریق‌القدس» به «فتح‌المبین» می‌رسید؟! و کدام خرمشهر، آزادی را جشن می‌گرفت؟! حق داشتند شهدا، این همه امام زمانی بودند! این همه تهدید، این همه تحریم، این همه جنگ، این همه فتنه، لکن این همه راه که آمدیم، یعنی در گذر هر حادثه‌ای، مراقب ما بوده‌ای! و امام ما بوده‌ای! امامِ خمینی! و امامِ خامنه‌ای! رهبر ما، خطبه جمعه، آن همه می‌گوید و می‌گوید، تا دست آخر، با امام خود، نجوایی کند: «مولای ما تویی! صاحب ما تویی!» آقاجان! غم جدایی از آفتاب را، از همه بیشتر ماه می‌داند! و آن ستاره شهید مدافع حرم که آرزو داشت جانش قربانی آن راهی شود که عاقبت به آمدن شما ختم می‌شود!

آه! دوباره یوم‌الله افتاده آدینه! فردا باید «ندبه» را انقلابی‌تر از همیشه بخوانیم! و «سمات» را پر شورتر و از هر جمعه‌ای بیشتر، تو را از خدا بخواهیم! به یمن تقارن فردا از این پس باید آدینه‌های ما بیشتر رنگ انتظار بگیرد! آن موعود فرخنده، اگر شمایی، باید «ایستاده» منتظر بود! «انقلابی» منتظر بود! جوری که انگار هر ثانیه این غیبت، عمری به درازای یک قرن دارد!

آقاجان! پیامبری نیامده است الا آنکه خود را از منتظران شما خوانده باشد! و خدا وعده آمدن تو را، قبل از همه به «آدم» داد! و «عیسی» خود را از حواریون تو می‌داند! و «محمد» که سلام و صلوات خدا بر او باد، وعده آمدن تو را می‌داد! اگر چشم دنیا به آخرین رسول روشن شد، دوباره باز یک روز، چشم ما به واپسین امام می‌افتد! آدمیزاد قدرت را ندانست! و همین شد راز غیبت! ما از گناه خود پشیمانیم! به گلدسته‌های مسجدالحرام نگاه می‌کردم، دیدم استعاره از دستان ما ابنای آدم است که به علامت تسلیم رفته بالا! و دیدم این همه بت که گستاخانه سایه بر خانه خدا انداخته‌اند، بت‌شکنی بت‌شکن‌تر از ابراهیم می‌خواهد! تو یوسفی هستی که از خیل پیامبران، فقط یعقوب انتظارت را نمی‌کشد! تو مهدی فاطمه‌ای... و فردا، همه فریاد ما!



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۲۴
میم الف الف

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۸
میم الف الف
دوشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۴۷ ب.ظ

چگونه عارف شویم؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۷
میم الف الف
يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۴۶ ب.ظ

دزدی بزرگ تاریخ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۶
میم الف الف
جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۴۴ ب.ظ

کانال....!؟



تو این کانال
همه نگاه ها به سوی ماست
این نگاهها سرشار از نگفته هاست
برای ما....!!
تا ما چه پند گیریم ......!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۴۴
میم الف الف
جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۴۶ ب.ظ

آخ برای این 30 مزدور:)

افسران - آخ برای این 30 مزدور:)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۴۶
میم الف الف
پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۴۳ ب.ظ

حرف مفت....

افسران - یه سینماگر در اعتراض به ممنوعیت ورود ایرانیان به #آمریکا گفته به امریکا نمیرود!
‼️یارو رو راه به ده نمیدن، میگه اه کدخدا! خیلی لوسی دیگه نمیام!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۴۳
میم الف الف

افسران - امام خمینی: آنهایی که خواب امریکا را می‌بینند خدا بیدارشان کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۴۲
میم الف الف
جمعه, ۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۴۳ ق.ظ

تذکره الاختلافات!

از دولت عهد تدبیر روایت کرده اند که مردمان آن زمان را خبر بسیار می آمد از نزاع بین الوزرا؛ و از جراید فخیمه الی کوانل تلگرامیه، لیلاً و نهاراً پیام آمدندی که: «فلان وزیر با دیگری انتقاد افزود» یا «فلان مسئول بهمان وزیر را بر دیوار یکی نمود» آنگونه که گویی دولتیان را غیر از گیر سه پیچ به خود، کار و کاسبی نبود. و خلایق بر این نسق پیام بسیار فوروارد نمودندی که دولت سهامی را عاقبت همین است.

اما اصحاب دولت، جملگی این سخنان را چرت و پرت شمرده و  بر آن ردیه ها آورده و شایعات بی اساسشان خوانده اند.

فی المثل میرزا علی اکبر خان ترکان السلطنه نویسد: «اختلاف؟ گاگول آدمی که این شایعات را باورش آید! البته یک بار مرا از سخنان عباس الدوله آخوندی خشم آمد و او را نواختم که «مزخرف» خوانی بس است و این نمد کلاهی بر سر کچل بی مسکنی مردم نیاید. بار دیگر نیز نعمت زاده ای گویا گفته بود که در ولایات آزاد ترکان السلطنه، تریلی تریلی جنس بقاچاقند و من نیز او را فروکوفتم تا مِنْ بعد، بر آنچه گوید اندیشد و گرنه باری من از کوره در روم و سخنانی منشوری گویم! و البته در فقره ای دیگر نیز دیوار کرسنت را دیدم که تا ثریا کج می رفت و بر آن کژی اشارت نمودم و البته یک بار نیز ...» و بدین سان چهل صفحه بر رد آن دلیل نویسد.

مولانا بیژن علیشاه نفت مفت آبادی نیز فرماید: «آنچه از دعوای دولتیان در خبر آمده کلهم را زر مفت دلواپسانه باید خواند. مرا بین السماوات و الارض فقط با همان وزیر پیر صنعت جدل افتاد، زان سبب که آن عوام الکی الکی گفتی: «القرارداد القرسنت فیه جریمةٌ بعدد هیژده فیلیارد دولار» و من او را بر سبیل جوک گفتم که تا به حال اینهمه دولار یکجا دیده ای؟ که گفت دیده است! و در معرکه ای نیز هم بر سر نرخ خوراک مجامع البتروشیمیا دست به یقه شدیم. اما دعوا هرگز نکردیم!»

خواجه قاضی زاده پزشک الملک را نیز نقل است که گفت: «دعوا؟ ماذا دعوا؟ ما فقط بر طریق سیخونک بر وزارت رفاهیه گفتیم که در اندیشه قشر مظلوم اطباء باشد و در آسایش ایشان بکوشد که من هرآنچه گشتم در این وزارت، رفاه ندیدم.» گویند میرزا علی ربیع البیمه را نیز فی المجلس از گلایه خواجه پرسیدند، در جواب گفت: «البته در این وزارت، رفاه نیست اما تا بخواهید در آن وزارت، چاه هست!»

صالح الدین علی اکبر خان بتون الراکتور هم گوید: «والله والله والله که ما را با هم هیچ اختلاف نبود جز آنکه از زبانم جستی که «تحریم ها (روم به دیفال) همچنان پابرجاست» و از این شر و ور که گفتمی شیخ حسن رئیس الوزرا را بسیار خشم عارض شد. آن سان که به تعریض گفت: «صالح الدین وزیر خارجه نیست و وزیر مالیه نیست و رئیس بانک مرکزیه نیست و ... » و مرا از این ضدحال به قدر هفتاد و دو پس گردنی درد آمد. اما آخ نگفتم و اصلا این هیچ دعوا نبود.»

القصه دریافتیم که بر این شایعه‌ی مرافعه، هیچ شاهد راست نیاید و جخ این غیر از تکذیبیاتی است که حاجی نوبخت لسان الدوله در رساله «شرح الماله علی کل الاعماله» با سند منگوله دار آورده است. و لذا آنان که گفته اند: «هر که دل را در گرو دولت سهامی و اشتراکی بندد و از راست و چپ آدم گرد آورد و بر احزاب یمین و یسار بدهکار باشد و عروس و خواهر شوهر بر سر یک سفره نشاند، آخر و عاقبت همین است.» شکر خورده اند!

تمت.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۴۳
میم الف الف
پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۴۲ ب.ظ

أَمَّن یُجِیبُ ""الْمُضْطَرَ

افسران - أَمَّن یُجِیبُ ""الْمُضْطَرَ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۲۰:۴۲
میم الف الف
چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ب.ظ

عینک بزنید خو...!

افسران - عینک بزنید خو...!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۵ ، ۲۳:۲۷
میم الف الف



افسران -   داستان وفات مرحوم هاشمی رفسنجانی و مرحوم طالقانی چقدر شبیه یکدیگر است


 داستان وفات مرحوم هاشمی رفسنجانی و مرحوم طالقانی چقدر شبیه یکدیگر است.

در سال 58 بود که طالقانی دعوت حق را لبیک گفت. آن روز ( منافقین و کمونیست ها ) تلاش بسیار گسترده ای کردند تا در جریان تشییع جنازه ایشان، با پدر پدر کردن، وی را مصادره کنند و در مقابل امام راحل بایستند.
امام خمینی یک بیانیه صادر نموده و در آن مرحوم طالقانی را ابوذر زمان خوانده و تمام بیانیه های این را نقش بر آب کردند.
مردم با شکوه هرچه تمامتر پیکر آن بزرگوار را تشییع کردند و جایی برای عرض اندام تفاله های استکبار نگذاشتند.

امام امت در سخنرانی بعد از تشییع گفتند ( قریب به مضمون): " مردم در تشییع میگفتند ای سید ما جای تو خالیست. مردم بیل و کلنگی که با آن قبر کندند را میبوسیدند. مردم چون سید اولاد پیامبر بود از او تجلیل کردند و بیل و کلنگ را بوسیدند نه چون فلان و فلان بود" . این اقدام مشترک رهبری و ملت هشیار دودمان را به باد داد.

امروز این داستان تکرار شد ولی برای مرحوم هاشمی رفسنجانی. همه برنامه ریزیهای دشمنان انقلاب ( سلطنت طلب و اصلاحاتی و ...) با بیانیه دقیق رهبری انقلاب و حضور مقتدرانه نیروهای مومن بر باد فنا رفت.

منافقین و کمونیستهای سال 58 امام را متهم به کشتن مرحوم طالقانی کردند و امروز این رهبری انقلاب را متهم به ترور مرحوم هاشمی میکنند. چه رفتار مشابهی دارند این خودفروخته ها....

در گذشته انتقام این شکست را از رجایی و باهنر و بهشتی و ... گرفتند و اینک باید دید کدام فرزند انقلاب تقاص این کینه آنان را متحمل خواهد شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۵ ، ۱۱:۱۴
میم الف الف
پنجشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۱۱ ب.ظ

آخرین تلاش یک رفیق

افسران - آخرین تلاش یک رفیق**

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۱۹:۱۱
میم الف الف
پنجشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۰۶ ق.ظ

باقی عمر #رهبری باشد......

افسران - باقی عمر #رهبری باشد......

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۰۰:۰۶
میم الف الف