یاران خراسانی

ما تا آخرین نفس ایستاده ایم

یاران خراسانی

ما تا آخرین نفس ایستاده ایم


اگر بند بند استخوان‌های مان را جدا سازنند، اگر سرمان را بالای دار ببرند، اگر زنده زنده در شعله‌های آتش‌مان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی‌مان را در جلوی دیدگان‌مان به اسارت و غارت برند، هرگز امان‌نامه‌ کفر و شرک را امضا نمی‌کنیم. ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پا برهنگانیم. ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم دست از مبارزه با ظالم بر نمی‌داریم.
چهارشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۳۱ ب.ظ

در جوانی ز ماتمت پیرم گر بگویی بمیر، می میرم


تا که خون در رگ است و جان به تنم

به عزیزت قسم که سینه زنم


آنکه از گاهواره تا مردن

دیده اش از غمت تر است منم


شیر مادر نخورده، بابایم

تربتت را گذاشته در دهنم


عاقبت بین روضه می میرم

جامه نوکری شود کفنم

 

یا کریمِ کریم می باشم

من حسینی ز دولت حسنم


در جوانی ز ماتمت پیرم

گر بگویی بمیر، می میرم


من که اینگونه در هیاهویم

تا نفس هست از تو می گویم


جان زهرا همیشه وقت نماز

مهری از تربت تو می جویم


کنج هیئت دل کدر شده را

زود با اشک و آه می شویم


عطر سیب حضور سرخت را

دائما بین روضه می بویم


روضه خوان قتلگاه رفته و من

زائر ناله های بانویم


مادرت بود بیقرارم کرد

در این خانه ماندگارم کرد

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۸/۲۲
میم الف الف

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی